معنی ورپریده
6 بازدید
[ وَ پَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) کسی که به مرگ ذریع در جوانی و بدون مرض و علتی بمیرد. (یادداشت مؤلف). دچار مرگ ناگهانی شده. (فرهنگ فارسی معین). مرده در حالت جوانی و کودکی. (یادداشت مؤلف). || نفرینی است. نوعی دشنام و نفرین است که بیشتر زنان و مادران به کودکان خود دهند و آرزوی مرگ ناگهان ایشان را کنند، البته به زبان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به ورپریدن شود.
کلمات همقافیه با «ورپریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر