معنی ورنج
4 بازدید
[ وَ رَ ] (ص) آزمند و حریص و خداوند شره. (ناظم الاطباء). خداوند حرص و شره را گویند. (برهان). حریص. (انجمن آرا): به ظل همای همایون جاهت دو بازوی زاغ ورنج ارج کردم.سوزنی. و ظاهراً در این بیت به جای ورنج ورخج است؛ یعنی زشت و مکروه. (انجمن آرا). || پرخور و شکم پرست. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ورنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر