معنی ورغشت
7 بازدید
[ وَ غَ ] (اِ) تره باشد از هرگونه. (لغت نامهٔ اسدی). ظاهراً شکل دیگری است از برغست و فرغست و ورغست. رجوع به ورغست شود. || (ص) صاف و روشن و شفاف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ورغشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر