معنی ورزیگر
4 بازدید
[ وَ گَ ] (ص مرکب) کشاورز. برزگر. برزیگر: سواران جهان را همی داشتند و ورزیگران ورز می کاشتند.دقیقی.
کلمات همقافیه با «ورزیگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر