معنی ورزگر
4 بازدید
[ وَ گَ ] (ص مرکب) برزگر. زارع. (ناظم الاطباء). کشاورز. ورزکار است که زراعت کننده باشد. (آنندراج): ز شاهانی ار پیشه ور گوهری پدر ورزگر داری ار لشکری.اسدی.
کلمات همقافیه با «ورزگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر