معنی ورذ
9 بازدید
[ وَ ] (ع مص) آهستگی نمودن و درنگی کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کندی کردن. (اقرب الموارد): ورذ فی حاجته. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ورذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رذ» برای سرودن شعر