معنی وراک
6 بازدید
[ وِ ] (ع اِ) جایی که پای راکب باشد از پالان و جامه که بدان مورک پالان را بیارایند. (از آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آن جای پالان که سوار پای خود را بر آن قرار میدهد و آن جای از پالان که چون سوار از سواری مانده گردد پای خود را دولا در آن جای می نهد و جامه ای که بدان مورک را می آرایند. (ناظم الاطباء). || چادری که بر مَورِک اندازند و در آن ذوایهٔ پشم رنگین باشد یا خرقهٔ آراسته که بدان مورک را پوشند. ج، وُرُک. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). سرین پوش. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || بالشچهٔ پیش پالان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وراک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر