معنی وراستادن
5 بازدید
[ وَ اِ دَ ] (مص مرکب) برخاستن. ایستادن. برپا شدن. (ناظم الاطباء). برایستادن.
کلمات همقافیه با «وراستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر