معنی وراستاد
5 بازدید
[ وَ ] (اِ) وظیفه. (مهذب الاسماء). بهره و نصیب و قسمت و تقدیر و حصه از خوراک و پوشاک. (ناظم الاطباء). رجوع به برستاد شود.
کلمات همقافیه با «وراستاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر