معنی ورآباد
6 بازدید
[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات. واقع در جلگه و سردسیر. سکنهٔ آن ۱۲۳۶ تن و آب آن از قنات و رودخانه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، بنشن، چغندر قند، تنباکو، پنبه و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «ورآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر