معنی وذیة
6 بازدید
[ وَ یَ ] (ع اِ) درد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). وجع. (اقرب الموارد). || بیماری. || عیب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گویند: ما به وذیة. (منتهی الارب). || آب اندک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وذیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر