معنی وذی
6 بازدید
[ وَذْیْ ] (ع اِ) ودی. آب که پس از بول بیرون آید. آب رقیق و لزج را که پس بول بیرون آید وذی گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). آبی که پس از انزال از کسی خارج میگردد. (ناظم الاطباء). رجوع به وَذیّ شود. || خراش. || (مص) خراشیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و فعل آن از باب ضرب است. (منتهی الارب).[ وَ ذی ی ] (ع اِ) وَذْیْ. آبی که پس از انزال از کسی خارج میشود. (ناظم الاطباء). رجوع به وَذْی شود.
کلمات همقافیه با «وذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر