معنی وذف
7 بازدید
[ وَ ] (ع مص) روان شدن پیه و جز آن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). فعل آن از باب ضرب است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || رفتن با کبر و سرفرازی. (از اقرب الموارد). وذفان. رجوع به وذفان شود.
کلمات همقافیه با «وذف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذف» برای سرودن شعر