معنی وذع
5 بازدید
[ وَ ] (ع مص) روان گردیدن آب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وذع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذع» برای سرودن شعر