معنی ودمة
6 بازدید
[ وُ مَ ] (ع اِ) ادمة. خویشی. || وسیله. (منتهی الارب). || (اِمص) آمیزش. || موافقت. || گندم گونی آدمیان. || رنگی از رنگهای شتر که مایل به سیاهی یا مایل به سپیدی باشد یا آن سپیدی خالص است یا رنگی است از رنگهای آهوان مایل به سپیدی. و در نهایه است که ادمه در شتران عبارت است از سپیدی موی و سیاهی چشم. (منتهی الارب در مدخل ادم).
کلمات همقافیه با «ودمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر