معنی وخمة
5 بازدید
[ وَ خِ مَ ] (ع ص) شتر مادهٔ به وخم رسیده. (منتهی الارب) (آنندراج). ماده شتر مبتلا به وخم. (ناظم الاطباء). رجوع به وخم شود.[ وَ خِ مَ / وَ مَ ] (ع ص) (ارض...) زمین که گیاهش ناسازوار و ناگوارنده باشد. || (بلدة...) شهر ناموافق باشندگان. (منتهی الارب). ناسازگار برای سکنی ََ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وخمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر