معنی وحود
5 بازدید
[ وُ ] (ع مص) وحادة. وحودة. وحد. وحدة. حدة. (ناظم الاطباء). تنها و یکتا ماندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وحود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر