معنی وحدتی
6 بازدید
[ وَ دَ ] (اِخ) شاعری است که نظم او خالی از حال نیست. این مطلع از اوست: گشته ام بی حال از آن خالی که بر رخسار اوست آفرین بر صانعی کاین نقطهٔ پرگار اوست. (مجالس النفایس ص ۷۶ و ۲۵۱).
کلمات همقافیه با «وحدتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر