معنی وجیء
6 بازدید
[ وَ ] (ع ص) بر وزن امیر، تکهٔ خصی کرده. (منتهی الارب). اخته کرده: تیس وجی ء؛ تکهٔ اخته کرده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وجیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر