معنی وجف
5 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) نوعی از رفتار شتر و اسب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (مص) مضطرب و پریشان شدن. (از اقرب الموارد). طپیدن و بی آرام گشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وجیف. وُجوف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پوئیدن ستور. (تاج المصادر بیهقی). - وجف ابل؛ به رفتار وجف رفتن شتر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد): وجف الفرس و البعیر؛ عدا و سار العَنَق.
کلمات همقافیه با «وجف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جف» برای سرودن شعر