معنی وجاهة
5 بازدید
[ وَ هَ ] (ع مص) روی شناخته و باقدر گردیدن. (منتهی الارب). روی شناس شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی، ترتیب عادل بن علی). وجیه و با قدر و منزلت گردیدن. (اقرب الموارد). خداوند قدر و جاه شدن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِمص) قدر و شرف. گویند: له وجاهة عندالناس. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وجاهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر