معنی وثیرة
5 بازدید
[ وَ رَ ] (ع ص) مؤنث وثیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به وثیر شود. || زن پرگوشت یا فربه بایستهٔ همخوابگی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زن فربه پرگوشت سرخ و شایستهٔ همخوابگی. (ناظم الاطباء). ج، وثائر. وِثار. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - فراش وثیرة؛ بستری نرم. (مهذب الاسماء). رجوع به وثیر شود.
کلمات همقافیه با «وثیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر