معنی وتغ
8 بازدید
[ وَ تَ ] (ع اِ) درد. || (اِمص) کمی خرد در سخن. (منتهی الارب) (آنندراج). || زشتی گفتار. || بسیاری نادانی. || نکوهش. (منتهی الارب) (آنندراج). || (مص) بزه مند شدن. || هلاک گشتن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء). || وَتِغَه شدن زن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نکوهیده شدن. || دردگین شدن. || کم خرد گردیدن در گفتار و زشت گفتار گردیدن و بسیار نادان شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وتغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تغ» برای سرودن شعر