معنی واگیردار
7 بازدید
(نف مرکب) مسری. ساری. مرضی که از بیمار به اطرافیان سرایت کند. مرضی بودار. رجوع به واگیر داشتن شود.
کلمات همقافیه با «واگیردار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر