معنی واگریختن
4 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) گریختن. دررفتن. فرار کردن : چون بیامد سوخت پرش واگریخت باز چون طفلان فتاد و ملح ریخت.مولوی.
کلمات همقافیه با «واگریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر