معنی واگذار کردن
5 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) واگذار نمودن. تفویض کردن. تسلیم کردن. (ناظم الاطباء). سپردن. تحویل دادن. انتقال دادن ملکی یا مالی را به کسی: خانه را به او واگذار کردم. || ترک کردن. (ناظم الاطباء). رها کردن. یله کردن. دست برداشتن از چیزی. || سپردن. حواله کردن. محول کردن. - واگذار کردن به خدا؛ حواله به خدا کردن. به خدا سپردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واگذار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر