معنی واگذاردن
5 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) واگذار کردن. تسلیم کردن. || ترک گفتن. فروگذار کردن : یا فروگذاشت کنم یا واگذارم چیزی را از آنها که بر نفس خود پیمان گرفته ام... ایمان نیاورده ام به قرآن بزرگ. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۸). || سپردن. حواله کردن. محول کردن : و کار به خدا واگذارد. (مجالس سعدی).
کلمات همقافیه با «واگذاردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر