معنی واکن کردن
3 بازدید
[ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) واکندن. عیار. معایره. (یادداشت مؤلف). رجوع به واکندن شود.
کلمات همقافیه با «واکن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر