معنی واکندن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) عیار. معایرة. معاورة. مطابق کردن قپانی که درست نباشد با قپانی درست تا عیب آن رفع شود. (یادداشت مؤلف). وزنه یا پیمانه ای را که وزن یا گنجایشش معلوم نیست با وزنه یا پیمانهٔ درست معلومی سنجیدن: واکندن ترازوها، واکندن سنگ ها.
کلمات همقافیه با «واکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر