معنی واپس گماشتن
5 بازدید
[ پَ گُ تَ ] (مص مرکب) تخلیف. (تاج المصادر بیهقی). پشت سرگذاشتن : بعد از آنکه همه موجودات را... واپس گذاشتی و از بند رسیدن و نارسیدن خود برخاستی... هیچ بلائی در این راه سخت تر از وجود تو نیست. (انیس الطالبین بخاری نسخهٔ خطی مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «واپس گماشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر