معنی واپس نشستن
4 بازدید
[ پَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) عقب نشستن. || پائین نشستن. || با هم نشستن. || قبول کردن. راضی شدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به واپس شود.
کلمات همقافیه با «واپس نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر