معنی واپس افکندن
5 بازدید
[ پَ اَ کَ / گَ دَ ] (مص مرکب) یا افگندن. درنگی کردن. به تأخیر انداختن. معطل کردن. دیری کردن. (ناظم الاطباء). || در پس انداختن. (بهارعجم) (آنندراج). || تسویف. (تاج المصادر بیهقی). پشت سر گذاشتن. تأخیر کردن. رجوع به واپس فگندن شود.
کلمات همقافیه با «واپس افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر