معنی واهم آمدن
6 بازدید
[ هَ مَ دَ ] (مص مرکب) تقبض. (زوزنی). فراهم آمدن. جمع شدن. (ناظم الاطباء). || انزوا. (تاج المصادر بیهقی). || غارت شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «واهم آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر