معنی واهم
4 بازدید
[ هَ ] (حرف اضافه +اسم) با هم و همدیگر. (آنندراج). با هم. با یکدیگر. (ناظم الاطباء). || (ص مرکب) برابر در رسم و روش. || منقبض. چین دار. مجعد. پیچیده شده. || خم. کج. || آماده. || با حشم و خدم. || (اِ) حیوان کوچکی که شغور نیز گویند. (ناظم الاطباء).[ هِ ] (ع ص) آنکه اندیشه می کند و می پندارد و خیال می کند. (ناظم الاطباء). وهم کننده.
کلمات همقافیه با «واهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر