معنی واقول
4 بازدید
[ قَ ] (اِ مرکب) وادنگ. دبه. نکول. انکار پس از اقرار. رد. نکول پس از قبول. بازگشتن از گفتار و وعدهٔ خود. (یادداشت مؤلف). - واقول آوردن؛ پس از اعتراف انکار کردن. دبه درآوردن. واقول درآوردن. نکول کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «واقول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر