معنی واقواق
4 بازدید
(اِ) واقواق. درختی است. (آنندراج). واقواق نام درختی است که در هندوستان می باشد بس عجائب، بامداد بهارش می باشد و شبانگاه خزان می کند برگهاش بر صورت مردم باشد چون روز پیش آید برگهاش در آشوب افتد، چون شب آید فروریزد. نام درختی است چینی که بر جوزبن و خیار سبز ماننده است و میوه ای دارد چون روی مردم و چون این بار برسد یعنی پخته گردد چند بار آوازی دهد چون واق واق و سپس از درخت باز شود و مردم جزایر چین بدین آواز فال زنند. (از نخبة الدهر فی عجایب البر و البحر): نه واق واق نه عنقای مغربیم به کبر نه هم بنوع زرافه نه گرگ ددواریم. بومنصور (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). و نیز رجوع به واق و واک شود.(اِخ) جزیره ای در اقیانوس جنوبی. (دمشقی). وقواق. (نزهةالقلوب). و گویند در آنجا [ واق ] کوهی است معدن طلا و نقره و بوزینگان در آنجا بسیار باشد و آن را واق واق و وقواق هم می گویند. (برهان قاطع). ظاهراً ناحیتی اساطیری است و صاحب حدودا لعالم آن را «ناحیتی از چین می شمرد که زمین او معدن زر است و مردمان آن سگ را طوق زرین کنند و مهتران ایشان طوقی دارند اندر گردن از سروی گرگ با قیمت بسیار و مردمانی سیاهند و برهنه و گرمسیر است و جایی بی نعمت و قصبهٔ آن شهر مقیس است و این شهری است خرد و جای بازرگانان گوناگون» و شمس الدین ابوعبداللََّه محمد ابیطالب انصاری صوفی دمشقی در کتاب نخبةالدهر فی عجائب البر و البحر واقواق را نام جزیره ای داند «داخل در محیط پشت کرهٔ اصطیفون نزدیک کران دریا که از دریای چین بدانجا شوند». (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «واقواق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر