معنی واشی لاهوری

معنی واشی لاهوری

6 بازدید
[ یِ ] (اِخ) ابوجعفر عمربن اسحاق از مردم لاهور است. بعضی وی را از قاین دانسته اند. مؤلف مجمع الفصحاء دربارهٔ او چنین آرد: «حکیمی دانا و شاعری بینا بوده. محمد عوفی در تذکرهٔ خود نوشته که شرف الدین احمد ادیب دماوندی گفت که نجیب الملک شرف الخواص ابوطالب المطهر امتحاناً او را به قصیده ای که در هر بیتی عناصر اربعه راجع کند مأمور کرد و وی در نهایت فصاحت و بلاغت از عهده برآمد. به هر صورت از فضلا و فصحای زمان خود بوده» و سپس این چند شعر را که در لباب هم آمده است از وی نقل کند: چشمت بسان نرگس و عارض چو نسترن رخساره همچو لاله و لب چون گل انار کبکی به گاه رفتن و طوطی گه سخن چرغی به گاه حمله و بازی گه شکار کافورم از گلاب سرشکم تر است از آنک بر گل ز مشک و عنبر تر ساختن عذار کردی دو جوی لعل روان از دو جزع من زآن دو عقیق و زآن دو رده در شاهوار آن را که خورده باده عشقت پریر و دی امروز مستی آرد و فردا کشد خمار چون نای و چون کمانچه خروشانم و نژند تا گیریم چو بربط و چون چنگ در کنار. (مجمع الفصحاء ص ۸۰ و ۸۱ ج ۱). و رجوع به لباب الالباب ص ۲۸۴ جزء اول چ لیدن شود.

کلمات هم‌قافیه با «واشی لاهوری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید