معنی واشل
7 بازدید
[ شِ ] (ع ص) روان. جاری. (از اقرب الموارد). || جبل واشل؛ کوه که پیوسته از آن آب زهد. (منتهی الارب) (آنندراج). سیلان پیداکننده. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «واشل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شل» برای سرودن شعر