معنی وازیج
6 بازدید
(اِ) رشتهٔ انگور. (یادداشت مؤلف). || شاخهٔ درخت رز. || هر چیزی که با آن خوشهٔ انگور را آویزان می کنند. || جائی که به آن خوشهٔ انگور را می آویزند. (ناظم الاطباء). || چفته. (یادداشت مؤلف). تکیه گاه درخت رز. || جوانهٔ درخت رز. || جائی که از آن خوشهٔ انگور میروید. (ناظم الاطباء). و نیز رجوع به وادیج شود.
کلمات همقافیه با «وازیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر