معنی وازعی
6 بازدید
[ زِ عی ی ] (اِخ) احمدبن یحیی بن غالی بن کثیرالبلخی المعلم معروف به حمدان از نصربن الاصیغ روایت کند و ابراهیم بن احمد المستملی البلخی از وی روایت دارد. (لباب الانساب).[ زِ ] (ص نسبی) منسوب به وازع و وازع جد چند تن از محدثان است.[ زِ ] (اِخ) محمدبن نصربن حمیدبن الوازع البغدادی الوازعی. از عبدالرحمان بن صالح الازدی و جز او حدیث کند. عبدالباقی بن قانع و ابوالقسم الطبرانی و جز آن از وی روایت دارند. (از لباب الانساب).[ زِ ] (اِخ) محمدبن الحسن بن الوازع الجمال الوازعی المروزی مکنی به ابوداود از محدثان است. از ابی عاصم المروزی و جز وی روایت کرده است و محمدبن مخلد الدوری از وی روایت دارد. (لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «وازعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر