معنی وارد آوردن
5 بازدید
[ رِ وَ دَ ] (مص مرکب) فرود آوردن. وارد ساختن. - وارد آوردن ضربه بر چیزی؛ زدن ضربه بر آن.
کلمات همقافیه با «وارد آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر