معنی واردن
5 بازدید
[ دَ ] (اِ) واردان. وردنه. چوبی است که دو سر آن باریک و میان گنده می باشد و خمیر نان را بدان پهن سازند و عربان ثوینا میگویند. (از برهان) (از آنندراج). وردنه چوبی که بدان خمیر نان را پهن کنند. (ناظم الاطباء). || قابله و ماماچه. (ناظم الاطباء). واردین.
کلمات همقافیه با «واردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر