معنی وادید
4 بازدید
(مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) سرکشی در کار. (آنندراج). || بازدید: بعبرت [ بین ] جهان را تا کند قطع امید از تو که دیدنهای رسمی را ز پی وادید میباشد. صائب (از آنندراج). رجوع به وادیدن و بازدیدن شود. || (ص) پدید. بادید: به یک ساعت صدهزار نور در دل بوحنیفه وادید آید. (راحة الصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «وادید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر