معنی وادک
6 بازدید
[ دِ ] (ع ص) فربه. پیه ناک. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). فربه. سمین. (از اقرب الموارد) (تاج العروس).[ دِ ] (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب). از اعلام است. (ناظم الاطباء). در تاج العروس وداک ابن ثمیل مازنی است و صحیح ضبط تاج العروس است. رجوع به وداک شود.
کلمات همقافیه با «وادک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر