معنی وادق
4 بازدید
[ دِ ] (ع ص) تیز از شمشیر و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). شمشیر تیز و برّان. هر تیغ تیزی. (ناظم الاطباء). || انه لوادق السنة؛ یعنی وی پرخواب است در هر جایگاه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وادق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر