معنی وادعة

معنی وادعة

5 بازدید
[ دِ عَ ] (اِخ) پدر قبیله ای است.
[ دِ عَ ] (اِخ) حیی است به یمن و روستایی در آن. (منتهی الارب). این نام در تاج العروس «وداعة مخلاف بالیمن» ضبط شده و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعه شود.
[ دِ عَ ] (اِخ) ابن ابی زید از صحابیان است. (منتهی الارب). در تاج العروس «وداعةبن ابی زید» ضبط شده و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعةبن ابی زید شود.
[ دِ عَ ] (اِخ) یا وداعةبن (بروایت جمهرة النسب ابن کلبی) عمروبن عامربن ناسج بن رافع بن مالک ذی بارق بن مالک بن جشم پدر قبیله ای است از جشم بن حاشدبن حزان بن نوف بن همدان و از آن قبیله است. الاجدع بن مالک بن امیةبن الوداعی بن معمربن الحرث بن سعیدبن عبداللََّه بن وداعة. (یا وادعة). (از تاج العروس).
[ دِ عَ ] (اِخ) ابن جزام یا حرام از صحابیان است. (منتهی الارب). صاحب تاج العروس این کلمه را «وداعةبن جذام» و «وداعةبن حرام» ضبط کرده است و اصح بنظر میرسد. رجوع به وداعةبن جذام شود.

کلمات هم‌قافیه با «وادعة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید