معنی واجبالقتل
5 بازدید
[ جِ بُلْ قَ ] (ع ص مرکب) کشتنی و سزاوار کشتن. که کشتن آن لازم باشد. (ناظم الاطباء). مرگ ارزان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «واجبالقتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر