معنی واجبالعرض
5 بازدید
[ جِ بُلْ عَ ] (ع ص مرکب) مطلب مهمی که اظهار آن لازم بود. (ناظم الاطباء). در تداول مردم واجب العرضم یعنی مطلب مهمی دارم. || کسی که دارای چنین مطلبی باشد. (ناظم الاطباء): و کشیک خانهٔ در دولت خانه را به جهت دیوان وزراء اعظم بنا گذاشته اند که عامهٔ خلایق واحب العرض، خود را به خدمت وزراء اعظم عرض توانند نمود. (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۶).
کلمات همقافیه با «واجبالعرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر