معنی وابوسیده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) روگردان شده. بی دماغ گشته. (بهار عجم) (آنندراج) (از فرهنگ نظام): از بوسه ام دل شاد کن، ز انجام حسنت یاد کن کز بوسه گاهت رُسته خط، وز عشق وابوسیده من. محمدسعید اشرف (از بهار عجم و آنندراج). و رجوع به وابوسیدن شود.
کلمات همقافیه با «وابوسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر