معنی هیذمند
5 بازدید
[ مَ ] (اِخ) هیرمند. (حدود العالم): کش شهری است... بر کران رود هیذمند نهاده. (حدود العالم). هیرمند. رجوع به هیرمند شود.
کلمات همقافیه با «هیذمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر